تبليغاتX
صدای شکستن خاطره ها...

چقدر دلم براي اهنگ طپش قلبي آرام تنگ است...

 

به حد مرگ خسته ام،
   و این تازه ابتدای زندگی است!...

دقت کردی زندگی مثل قهوه ميمونه هر چقدرم توش شکر بريزی بازم ته مزه اش تلخه !

يه قاشق شکر ريختم مزه مزه کردمش ديدم هنوز تلخ ميزنه ..دو تا قاشق ديگه هم ريختم بازم تلخ بود ... لج کردم گفتم اونقدر شکر ميريزم توت تا شيرين شی ...فنجون پر شکر بود اما بازم وقتی مزه مزه ميکردی تهش  تلخ بود !‌

...درست مثل زندگی می مونه حتی اگه  اتفاقای خوبم پيش بياد حتی اگه خوشبخترين هم باشی اما يه چيزی تلخی اش رو تو زندگيت جا گذاشته باشه بازم ته مزه زندگيت تلخه ...

وقتی کسی رو دوس داری حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نگاش کنی

 

به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی

 

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه

فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه

 

قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی

خیلی چیزا رو می شکونی تا دل اونو نشکنی

 

حاضری بگذری از دوستای امروز و قدیم

اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم

 

حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو

فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت بگه برو

 

حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها کنی

حسابتو؛ حسابی از مردم شهر جدا کنی

 

حاضری حرف قانونو ساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات

 

وقتی بشینه به دلت از همه دنیا می گذری

تولد دوبارته اسمشو وقتی می بری

 

حاضری جونتو بدی یه خار توی دساش نره

حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره

 

حاضری مسخره ت کنن تمام ادمای شهر

اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر

 

حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی

رو دست مجنون بزنی با غصه ها همخونه شی

 

حاضری مردم همشون تو رو با دست نشون بدن

دیوونه های دوره گرد واسه تو دست تکون بدن

 

حاضری اعتبار تو به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسی بدن جات اونو انتخاب کنن

 

حاضری که بگذری از شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسی نخواد بشینه رو به روت

  

حاضری بشنوی حتی اگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که خیلی برات باارزشه

 

حاضری هر روز سر اون با ادما دعوا کنی

غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

 

حاضری هر چی گل داریم دونه به دونه بشمری

بسوزی از تب نگاش اسمشو وقتی می یاری

 

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی می گن چیزی نگی گوش بکنی

 

حاضری هر چی که داری بیان و از تو بگیرن

پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن

 

حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس

وقتی کسی رو دوس داری معنی نمی ده دیگه ترس

 

وقتی کسی رو دوس داری صاحب کلی ثروتی

نذار از دستت بره این گنج خیلی قیمتی...

مریم حیدرزاده

یه متنی رو از یه جایی خوندم.فکر میکنم واستون  جالب باشه:

رويا تا واقيعيت

 

زن با مردي ازدواج كرد كه جسورو شجاع بود

يك سال بعد:

ازاوجدا شد چرا كه همسري مستبد  وخود راي بود.

 

مرد با زني ازدواج كرد كه ارام وسربه زيربود

يك سال بعد:

از او جدا شد چراكه ضعيف ونا توان بود.

 

زن با مردي ازدواج كرد كه درامد خوبي داشت

يك سا ل بعد:

از او جدا شد چرا كه فقط كا رمي كرد.

 

مرد با زني ا زدواج كرد كه هميشه به ظا هر خود مي رسيد

يك سا ل بعد:

ازاوجدا شد چرا كه بيشتر وقتش را جلوي اينه سپري مي كرد

 

زن با مردي ازدواج كرد كه عاشق منش اجتما عی او بود

يك سا ل بعد:

از او جدا شد چرا كه عياش بود.

مرد با ز ني ازد واج كرد كه بسيا ر ساكت و وابسته بود

يك سا ل بعد:

از او جدا شد چرا كه بسيار كسل كننده بود.

 

زن با مردي ازدواج كرد كه ستا ره گروه بود

يك سا ل بعد:

از او جدا شد چرا كه درخا نه بي بخار وبي خا صيت بود.

 

مرد با زني ازدواج كرد كه پر حرف و اجتماعي بود

يك سال بعد:

از او جدا شد چرا كه دائما جر و بحث بيهوده مي كرد .

 

زن با مردي ازدواج كرد كه ورزشكار خوبي بود

يك سال بعد:

از او جدا شد چرا كه دائم در حال ورزش يا تماشاي

بر نامه هاي ورزشي تلويزيون بود.

 

مرد با زني ازدواج كرد كه بسيار مرتب ومنظم بود

يك سال بعد:

از او جدا شد چرا كه بسيار وسواسي وكنترل كننده بود.

(مهدی ميرصادقی)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 1:42  توسط یاسمن | 

 

يک دستمال آبی

-که هنوز خيس گريه‌های آن‌روز است-

تنها يادگاری‌ست که برايم گذاشت و ...

راست می‌گفت:

عشق هم دستمالی شده اين روزها!

 

به حقيقت تنهايی ايمان آوردم...به رابطه نا محسوسمان با ديگران که نزديکترينشان دورترينند به قلبمان...و غريبه هايی که گمان می کنيم با قلبمان آشنايی دارند تنها رهگذرانی هستند که فقط نگاهشان در يک جا به نگاهمان گره خورده است و گمان آشنايی برده ايم.....غبار سرد خاطرات وجودم را متشنج می کند....هيجانی در وجودم سرکوب می شود......صداها فرياد می زنند که تو تنها گمان آشنايی می بری....همه در اين وادی تنها آفريده شديم.....حقيقت هولناکی است اين تنهايی....    

شبي از پشت يك تنهائي نمناك و باراني، ترا با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم... پس از يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس تورا از بين گل هائي كه در تنهائي ام روئيد ، با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي دلم حيران و سرگردان چشماني است رويائي و من تنها براي ديدن زيبائي آن چشم تورا در دشتي از تنهائي و حسرت رها كردم... همين بود آخرين حرفت 
و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشم هايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم... نمي دانم چرا رفتي نمي دانم چرا ، شايد خطا كردم و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ، ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه ميباريد و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت و بعداز رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت،تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد... و بعداز رفتن تو آسمان چشم هايم خيس باران بود و بعداز رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت... كسي حس كرد من بي تو، هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد ...وبعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد...و من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل...ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر...نمي دانم چرا؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان بازبراي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم...

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 23:30  توسط یاسمن | 

عشق ها می ميرند ... رنگ ها رنگ دگر می گيرند ... و فقط خاطره هاست ... که چه شيرين و چه تلخ .... دست نا خورده بجا می ماند ...
حالم بد می‌شه وقتی فکر می‌کنم روی هيچ چی نمیشه حساب وا
کرد...شاید خصلت پاییز اینه که با
خودش و این غروبای دلگیرش برای من یه دل گرفته میاره...

                                                           

شب تاريکيه.. با اينکه خدا يه مشت ستاره پاشيده تو دل آسمونش.. توی کتابی خوندم که هيچ چيز در اين دنيا اتفاقی نيست.. و حالا ايمان دارم که هيچ چيز در دنيا اتفاقی نيست.. شب سرد.. تاريکی.. يه خواب پريشون... صدای زنگ نحس ساعت... و يکباره صدای شکستن... صدای بريدن...

دلم برا خیلی چیزا تنگ شده...

می دونی... اگه یه تیکه چوب رو بخوای 90 درجه خم کنی مطمئنن می شکنه... اما اگه وقتی یه ساقه ی نازکه، 5 درجه خمش کنی... بعد که یه ذره جون گرفت 20 درجه... تا زمانی که داشت می شد یه چوب کامل، برسونیش به 90 ... دیگه نمی شکنه... آخه از همون موقعی که یه ساقه ی نازک بوده خم شدن رو با خودش درک کرده ... به این باور رسیده که سهمش از دنیا اینه که خم بشه و ... خم بشه و ...

از امروز به خودم مثل هميشه گفتم که:

دل من ديگه خطا نکن

 ميدونم همه چيز رو به انتهاست...

 انگاريه قصه بود..
از يکی بود ونبود آغاز وبا قصه ی ما به سر رسيد تموم شد...

مثل هميشه...

برگ موند و تنهايی سرد پاييز...

اما خب قصه بود...

من گمان می کردم

دوستی همچون سروی سبز

چار فصلش همه آراستگی ست
من چه ميدانستم

هيبت باد زمستان هست

من چه ميدانستم
سبزه ميپژمرد از بی آبی

سبزه يخ ميزند از سردی دی
من چه ميدانستم
دل هرکس دل نيست

قلب ها از آهن و سنگ

قلب ها بی خبر از عاطفه اند


برای آخرين بار، قبل از خدا نگهدار

برات دعا می كنم، خوش باشی و بهاری

مواظب خودت باش ديگه سفارشی نيست

از منی كه شكستم ،به تو كه موندگاری...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 15:9  توسط یاسمن | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اين روزا عشق آدما مثل عروسك بازيه
آخر قصه ها همش حرف خداحافظيه
ديگه كسي تو كوچه ها شعرو غزل نمي خونه
نگاه هيچكي تا ابد به قاب در نمي مونه
اين روزا رسم آدما رفتن و برنگشتنه
ساده ترين كار همه از همديگه گذشتنه
اين روزا كار عاشقا گريه و چشم به راهيه
جرم و گناه همشون گناه بي گناهيه
اين روزا عشق و عاطفه فقط مال تو قصه هاست
تو اين هجوم بي كسي پروانه بودن اشتباست...

نوشته های پیشین
آذر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
عاشقان كوي جانان با گدايي خوشترند
انجمن حمایت از بیماران تالاسمی زاهدان
دختــــر چهـــــار فصـــــل
آنچه ماندنیست خواهد ماند... خواهد ماند...
جوک هاي برتر
چرا رفت؟
دلتنگ تو
دختر پسرا
عشق حقیقی
غم میون دو تا چشمون قشنگت لونه کرده...
ماندگار
تفريحي تخصصي و عكس...
رحيم كماندو
خط خطي هاي يه دل ديونه
ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!
زمزمه زندگی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM