تبليغاتX
صدای شکستن خاطره ها...

 

پلكهايم را بستم...طعم اولين نگاهت هنوز آنجا بود...

خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره... به كسي توجه نمي كنه، از كسي خجالت نمي كشه، مي باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا  آبي شه،‌آفتابي شه..!!

کاش...

کاش مي شد مثل آسمون بود...

كاش مي شد وقتي دلت گرفت، اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي؛ بعدش هم انگار نه انگار كه بارشی بوده؛‌انگار نه انگار كه غمي بوده؛ همه چيز فراموشت بشه... !!

كاش مي شد...

 

تقصیر تو نبود
خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها ،
خاموش شود...
خودم شعرهای شبانه ی اشک را ،
فراموش نکردم...
خودم کنار آرزوی آمدنت اُردو زدم...
حالا نه گریه های من ، دِینی بر گردن تو دارند ،
نه تو چیزی بدهکار دلتنگی این همه ترانه ای.  
خودم خواستم که مثل زنبوری زرد ،
بال هایم در کشاکش شهدها خسته شوند و
عسل هایم صبحانه ی کسانی باشد که هرگز ندیدمشان
تنها آرزوی ساده ام این بود که
در سفره ی صبحانه ی تو هم ، عسل باشد

که هرازگاهی کنار برگ های کتابم بنشینی و
بعد از قرائت باران ها ، زیر لب بگویی:
"
بخیر ! ــ یادت نگهبان گریان خاطره های خاموش  "
ــ همین جمله ــ 
برای بند زدن شیشه ی شکسته ی این دل بی درمان 
کافی بود
هنوز هم که هنوز است ، از دیدن تو ،
در خیابان خیس خواب هایم شاد می شوم
هنوز هم جای قدم های تو بر چشم ترانه هاست
هنوز هم همنشین نام و امضای منی 
دیگر تنها دلخوشی ام ،
همین هوای سرودن است 
همین شکفتن شعله ، همین تبلور بغض
به خدا هنوز هم 
 
از دیدن تو در پس پرده های باران بی امان ،
 
شاد می شوم

 

 *****

بچه بودم تو نبودي شبا زود خوابم مي برد
دل كوچيكم فقط غصه بازي رو مي خورد


بچه بودم چه قدر صاف و رون مي خنديدم
خوبيش اين بود  از کسي حرف بدي نمي شنيدم


بچه بودم همه هم مثل خودم بچه بودن
نرم و ساده مثل شنهاي کنار ساحل بودن

 
بچه بودم خبر از تو خبر از دروغ نبود

فکر و خيالم پريشون نبود

 
بچه بودم همه چي درست مي شد ، سخت نبود
هيچكي اندازه ي من اونروزا خوشبخت نبود


بچه بودم كسي بي خود منو اذيت نمي كرد
مثل تو ميون بازيا خيانت نمي كرد


بچه بودم عالمي بود آخه عاشق نبودم
از دست چشماي تو ، تو حسرت دق نبودم


بچه بودم دلمو هنوز كسي نبرده بود
هنوزم خدا اونو دست خودم سپرده بود


بچه بودم كسي مثل تو باهام بد نمي شد
بي توجه از كنار رؤياهام رد نمي شد

بچه بودم خبر از خواهش و التماس نبود
لا به لاي دفترام ،‌جز دو تا برگ ياس نبود


بچه بودم انقدر از سادگيا دور نبودم
واسه گوش دادن به تو ، انقدر مجبور نبودم


بچه بودم دلم از هيچكسي ناراضي نبود
فكر و ذكرم پيش هيچ چيزي به جز بازي نبود


بچه بودم بيشتر از اين زمونا در مي زدن
اون روزا بزرگترا بيشتر به هم سر مي زدن


بچه بودم قلباي تو دفترم حقيقي بود
روي دفتر خاطراتم عكس گل و پروانه بود


بچه بودم روزاي هفته شبيه هم نبود
حواسم پهلوي اينكه چي بهت بگم نبود


بچه بودم شادي پر بود تو دل بادكنكم
آخر اون روزا كسي بود كه بياد به كمكم

بچه بودم اگه مثل حالا مجنون مي شدم
از بزرگ شدن واسه ابد پشيمون مي شدم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 3:22  توسط یاسمن | 


عشق يعنی يک سلام و يک درود

و در آخر خدا حافظ............

 

 

چقدر اتاق کوچکم

با داشتن درهای قفل و پرده های کلفت نا امن است...چقدر هراسانم امشب در پناهگاه امن همیشگی...

دیوارها  سرد تر از همیشه، مانع از عبور کوچکترین صداها هم نمی شوند...باد سرد زمستانی از شیشه های دو جداره ی پنجره به صورتم حمله می کند...

من در کنار تمام ان کسانی که < زندگی > می ناممشان ، از همیشه غریبه ترم...

و به خدای خودم از همیشه محتاج تر.....

 

 

آخرین بارها  اغلب خیلی سختند ...

آخرین باری که قراره ببینیش ، آخرین باری که قراره بری جایی که توش درس خوندی ، آخرین کلاس ، آخرین باری که قراره از خدا اونو بخوای  ، آخرین بار که عاشق شدی ، آخرین بار که قراره غرورتو بشکنی و ....

 

 

دوستای خوبم از اینکه تو این مدت بهم سر میزدین ممنونم...این وبلاگو نمیبندمش چون میدونم بازم میام    خدا نگهدارتون...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 2:19  توسط یاسمن | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اين روزا عشق آدما مثل عروسك بازيه
آخر قصه ها همش حرف خداحافظيه
ديگه كسي تو كوچه ها شعرو غزل نمي خونه
نگاه هيچكي تا ابد به قاب در نمي مونه
اين روزا رسم آدما رفتن و برنگشتنه
ساده ترين كار همه از همديگه گذشتنه
اين روزا كار عاشقا گريه و چشم به راهيه
جرم و گناه همشون گناه بي گناهيه
اين روزا عشق و عاطفه فقط مال تو قصه هاست
تو اين هجوم بي كسي پروانه بودن اشتباست...

نوشته های پیشین
آذر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
عاشقان كوي جانان با گدايي خوشترند
انجمن حمایت از بیماران تالاسمی زاهدان
دختــــر چهـــــار فصـــــل
آنچه ماندنیست خواهد ماند... خواهد ماند...
جوک هاي برتر
چرا رفت؟
دلتنگ تو
دختر پسرا
عشق حقیقی
غم میون دو تا چشمون قشنگت لونه کرده...
ماندگار
تفريحي تخصصي و عكس...
رحيم كماندو
خط خطي هاي يه دل ديونه
ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!
زمزمه زندگی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM