![]() |
![]() |
|
|
دعا كنيم نزديك تحويل سال هيچ آرزويي نشه هيچ وقت محال وقتي مي خواي بشيني پاي هفت سين بخواه كه هيچ دلي نباشه غمگين...
يک سال ديگه هم گذشت ... به همین زودی...با همه ی خوبی ها و بدی هاش... با یه دنیا خاطره های بد و خوب اما موندگار... انگار همين ديروز بود که آغاز سال ۸۴ رو تبريک ميگفتيم...چقدر زمان زود میگذره... سال ۸۵ هم به همون سرعت ميگذره... همیشه این ساعتهای آخر، این آخرین دقیقه ها دلتنگی خاصی همراه خودش داره... ولی دعا ميکنم که سالی که توی راهه برای همه بهتر از سالی باشه که هنوز به پايان نرسيده... ديگه نفسهای آخر سال هشتاد و چهاره... موقع تحويل سال يادتون نره واسه همه دعا کنيد...منو هم فراموش نکنین...
اول عشق چون آخر اسفند عطر دانه... ریشه... تولد... آخر عشق چون اول اسفند سرد... بی رحم... گمان مي كردم تا هميشه زلال خواهم ماند و هيچ وقت دست و رويم سياه نخواهد شد... گمان مي كردم اين جاده پر از سنگريزه همين طور مستقيم و بي توقف ادامه خواهد داشت و سيلابها راه را بر رويم نخواهند بست و بادها هيچ وقت روزهايم را گرد و خاكي نخواهند كرد ... فكر مي كردم آيينه كنار طاقچه تا ابد بي غبار خواهند ماند و طراوت بهار را خواهم فهمید و بر درختان ستبر يادگاري روزهاي خوش را خواهم نوشت... اما...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 14:3 توسط یاسمن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اين روزا عشق آدما مثل عروسك بازيه
آخر قصه ها همش حرف خداحافظيه ديگه كسي تو كوچه ها شعرو غزل نمي خونه نگاه هيچكي تا ابد به قاب در نمي مونه اين روزا رسم آدما رفتن و برنگشتنه ساده ترين كار همه از همديگه گذشتنه اين روزا كار عاشقا گريه و چشم به راهيه جرم و گناه همشون گناه بي گناهيه اين روزا عشق و عاطفه فقط مال تو قصه هاست تو اين هجوم بي كسي پروانه بودن اشتباست... |
|
RSS
|