![]() |
![]() |
|
|
هي ...!! پشت سرت را نگاه كن ! در سالي كه گذشت چند تا دل را شكستي ؟! چند دل بدست آوردي ؟! اشك چند چشم را در آوردي ؟! بر روي چند لب ، لبخند نشاندي ؟! چند تا روح را آزردي ؟! چند روح را به پرواز در آوردي ؟! در چند وجود ، بوته ي محبت كاشتي ؟! ريشه ي كينه ي چند قلب را بارور كردي ؟! کدام نابساماني را سامان دادي ؟! چه زخمهائي را التيام بخشيدي ؟! کدام بيچاره را چاره نمودي ؟! کدام روح آشفته را آرامش بخشيدي ؟! ........
آنگاه كه غرور كسي را له مي كني... آن گا كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني... آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني... آن گاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري... آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي ... آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي انگاري... مي خواهم بدانم دستانت را به سوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني ؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 15:36 توسط یاسمن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اين روزا عشق آدما مثل عروسك بازيه
آخر قصه ها همش حرف خداحافظيه ديگه كسي تو كوچه ها شعرو غزل نمي خونه نگاه هيچكي تا ابد به قاب در نمي مونه اين روزا رسم آدما رفتن و برنگشتنه ساده ترين كار همه از همديگه گذشتنه اين روزا كار عاشقا گريه و چشم به راهيه جرم و گناه همشون گناه بي گناهيه اين روزا عشق و عاطفه فقط مال تو قصه هاست تو اين هجوم بي كسي پروانه بودن اشتباست... |
|
RSS
|