![]() |
![]() |
|
دیشب از آن شب هایی بود که باز دوباره سر تا پايش به دلتنگی گذشت. وقتی یادی ز خاطره ها می کنی، همان خاطره هايي که... می دانی گاهی وقت ها با هزار سختی و اضطراب بعضی لحظه ها را خاطره می کنی و یک عمر آن خاطره ها دلت را می لرزاند، اشکت را جاری می کند ، اما...یک لبخند کوچک هم ضمیمه لبانت میکند که این لبخند یک دنیا می ارزد! . این لحظات می شود گرگ و میش اشک و لبخند... گاهی اشک گاهی لبخند... خیلی وقت است...خیلی وقت است خودم را می خواهم رها کنم در جریان باد تا... خیلی وقت است چشمهایم را می بندم تا نگاه نکنم به روزهایی که گذشت، به روز هایی که فقط گذشتند، به روزهایی که خاطره شده اند اکنون... از خواب مي پرم
نگران دوری دستهایمان |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 22:51 توسط یاسمن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اين روزا عشق آدما مثل عروسك بازيه
آخر قصه ها همش حرف خداحافظيه ديگه كسي تو كوچه ها شعرو غزل نمي خونه نگاه هيچكي تا ابد به قاب در نمي مونه اين روزا رسم آدما رفتن و برنگشتنه ساده ترين كار همه از همديگه گذشتنه اين روزا كار عاشقا گريه و چشم به راهيه جرم و گناه همشون گناه بي گناهيه اين روزا عشق و عاطفه فقط مال تو قصه هاست تو اين هجوم بي كسي پروانه بودن اشتباست... |
|
RSS
|