![]() |
![]() |
|
|
هفت شماره ی ساده و... بوق بوق در تلفن!همين! گوشی را بردار که مي خوام فاصله رو گريه کنم.. گوشی را بردار ! خسته از بوقای اين تلفنم.. گوشی رو بردار تا بگم خاطرهام کهنه شدن ... نبايد اين جوری میشد قصه ی عشق تو ومن ... گوشی رو بردار تا بگم :تا ته خط خرابتم ... هنوز کنار اين سکوت منتظر جوابتم... صدار زنگ تلفن میگه منو يادت میاد؟ من همونمکه عمرمو چشمای تو داده به باد ... صدار زنگ تلفن ميپرسه سهم من کجاست ؟ گناه اين دربه دری به گردن کدوم ماست؟...
نه! نرو! صبر کن...
خداوندا! دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها ... يابه قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان، يا دلم را از آرزوهای دست نيافتنی خالی کن...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم آذر 1387ساعت 1:10 توسط یاسمن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اين روزا عشق آدما مثل عروسك بازيه
آخر قصه ها همش حرف خداحافظيه ديگه كسي تو كوچه ها شعرو غزل نمي خونه نگاه هيچكي تا ابد به قاب در نمي مونه اين روزا رسم آدما رفتن و برنگشتنه ساده ترين كار همه از همديگه گذشتنه اين روزا كار عاشقا گريه و چشم به راهيه جرم و گناه همشون گناه بي گناهيه اين روزا عشق و عاطفه فقط مال تو قصه هاست تو اين هجوم بي كسي پروانه بودن اشتباست... |
|
RSS
|